امید   

 

 

بدترین اتفاقی که ممکن است برای ما پیش بیاید کو-د-تا، دور ریختن رای ها، سرکوب یا رییس جمهور شدن دوباره ی نکبتی مثل الف نون نیست. اینها تلخ هستند ولی بد تر از همه اینها «نا امید» شدن ماست.

 

 

 

چیزی که الان به آن احتیاج داریم «عقلانیت» است. باید احساس یاس و سرخوردگی را کنار بزنیم. مهم اینست بدانیم این بلایی نیست که فقط به سر ما نازل شده باشد.    کو-د-تا بار ها بار ها در قرن اخیر در نقاط مختلف اتفاق افتاده. هر بارهم که مردم ایستاده اند پیروز شده اند. منظورم از ایستادگی به خطر افتادن و سینه به گلوله س‍‍پ‍ردن نیست. منظورم ایستادگی مد-نی است. هنر اینست که با مبارزات- مد-نی،         دولت کو-د-تا را فلج کنیم. ایمان داشته باشیم به این روش. سیاست علم است. در این علم، مبارزات- مد-نی، روش مبارزه با کودتا است.  

 

در این رابطه: راه حل – دکتر مح-سن ساز-گا-را

 

 

 

 

 

نا امید نشویم. فکر نکنیم کار تمام شده. دست آورد های چند هفته اخیر را به یاد داشته باشیم: ۱- دنیا صدای اعتراض ما را شنیده. ۲- مشروعیت این دولت در داخل و خارج زیر سوال است. ۳- مردم در داخل و خارج کشور با وجود همه اختلاف نظر ها، بر علیه این دولت متحد شده اند. ۴- برای اولین بار مردم عادی که ما باشیم با روشنفکر ها و نویسنده ها و سیاسیون همراه شده اند. ۵- بالاخره حساب مردم ایران از این دولت جدا شد. ۶- بعد از سی سال اختلاف پشت پرده این سیستم به روی صحنه کشیده شد.

 

فکر می کنید این ها دستاوردهای کمی است؟! نگاه کنید به دست آورد ۸ سال ریاست جمهوری اصلا-ح –ط-لب ها. نگاه کنید به ان همه روزنامه نگار و فعال سیاسی و حقوق بشری که این چند سال دستگیری و شکنجه شده اند. نگاه کنید به سرکوب تمام خواست های مدنی اقلیت های قویم و دینی. نگاه کنید به ماجرای کو-ی                  دا-نشگاه سال ٧٨ و بار ها و بارها سرکوب جریان دموکراسی خواهی.

 

این همه هزینه پرداخته شد ولی دست آورد هیچ کدام به اندازه حرکت این چند هفته اخیر نبود.  به همین دلیل من تلخی و اضطراب و وحشت این روز ها را به فال نیک می گیرم.

 

 

 

 

 ***

جناب میر حسین بنازم به آن آزادگی و مقاومتت!

راستش را بخواهی من به شما رای ندادم. در سخنرانی قبل از انتخابات، هر چه در حرف هایت گشتم حتی یکی از دغدغه ها و خواسته های خودم را پیدا نکردم. پایه حرف هایت در چند هفته قبل از انتخابات (حداقل هر جا که من بودم یا بعدا خواندم) ام-ا-م و مص-ل-حت ن-ظ-ام و اصو-ل-گرایی و بازگشت به ارزش های ام-ا-م –ر-احل بود! هر چه گشتم برنامه ای، هدفی یا به قول خودت «چیزی» نبود! نتیجه که اعلام شد منتظر بودم مردم را تنها بگذاری و خواست مردم را حواله بدهی به چهار سال دیگر.  ولی ایستادی. انتخابات که تایید شد گفتم لابد حالا دیگر آرام می گیری و فوقش یک بیانیه می دهی که دیگر کاری از دست من بر نمی آید و کنار می کشی. هیچ انتظار نداشتم مقاومت کنی.  به خاطر همین مقاومتت و به خاطر ۱۹ میلیونی رایی که آوردی، من هم تو را رییس جمهور می دانم. به قول مخم-ل-باف «فرمان بده رییس جمهور مو-سو-ی»!

 

 

 

 

 

 

 

لینک